تبليغاتX
(( دفتر طنز ))

یک ترانه
تاريخ: پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت :19:37
یا حق

ترانه ای که نمیدونم از کیه تقدیم شما

 

یادمه اولین روزگونه هاموترکردید وقتی دیدید دیوونم حرفامو باور کردید
خیالتون راحت شد که بی شما می میرم محبت و ازاون وقت کمتر و کمتر کردید
گفته بودید با منید حتی اگه نباشم کلاغ خبر میاورد شب و با کی سر کردید
شما دوستم نداشتید از چشماتون می بارید ، نمیدونم شعرها مو واسه چی از بر کردید
از هر جا میگذشتید گل به پاتون می ریختم ، شما به جاش تو قلبم هزارتا خنجر کردید
عزیز بودید فراون زجرم دادید چه آسون ، وجودتونو با زجر واسم عزیزتر کردید
به یادتون نمونده تو اون غروب پائیز ، پیش هزار تا شاهد دستم انگشتر کردید
چه روزهائی که شونم پناه اشکاتون شد ، رو زانوهای خستم،خستگی رو درکردید
انگار خوشی نمی خواست من مزه شو بفهمم ، یه روز که گل میدادم نداده پرپر کردید
چیزی نبود تا اون روزآروم بودیم و خوشبخت ، تمام این کارهارو اون روز آخر کردید
پس نذرامون چی میشه ، حتماً به یادتون نیست واسه ضریح آقا نذر کبوتر کردید
حق با شماست من کجا ، شما کجا و تقدیر میوه خوشبختی رو همیشه نوبر کردید
من که چیزی نگفتم که دلتون گرفته ، این اولین بار که شما با هم قهر کردید
همون کلاغه میگفت یه جا شما رو دیده انگشترو تو دست یه کس بهتر کردید
من که پسش ندادم ، دادم به همسایتون گفتم دیگه درست نیست شما ما رو پر کردید
یه چیزی می نویسم خدا منو ببخشه ، اگه یه وقت بهم خورد منتظرم برگردید

نوشته شده توسط کاظم گلسرخی | موضوع: | لينک ثابت |
   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : كيانوش انصاري